سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

276

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

داغ‌كنندگان و حجامتگران را خواستند ، و در آن ميان كه حجامتگر او را داغ مىكرد ، حدثى از او سر زد ، مسافر گفت : « گاهى شتر بىتابى مىكند در حالى كه ميلهء داغ داخل آتش است » اين گفتار به صورت ضرب المثل درآمد ، سپس مسافر از عشق هند جان سپرد . ( 1 ) هشام بن محمد كلبى نيز در كتاب « مثالب » نقل كرده ، مىگويد : هند از جمله كنيزكان بود و به مردان سياه تمايل داشت ولى هرگاه فرزند سياهى مىزاييد ، او را نابود مىكرد . ( 2 ) هشام مىگويد : بين يزيد بن معاويه و اسحاق بن طابة بن عبيد در حضور معاويه - وقتى كه وى خليفه بود - سخنانى رد و بدل شد ، يزيد به اسحاق گفت : براى تو بهتر خواهد بود كه تمام پسران حرب وارد بهشت شوند ؛ يزيد به اين مطلب اشاره داشت كه مادر اسحاق متهم به ارتباط نامشروع با بعضى از پسران حرب بود ، اسحاق به وى گفت : براى تو هم خوب خواهد شد كه تمام پسران عبّاس داخل بهشت گردند ، يزيد معنى حرف اسحاق را نفهميد ولى معاويه فهميد . همين كه اسحاق برخاست و رفت معاويه رو به يزيد كرد و گفت : چگونه پيش از آن كه بفهمى دربارهء تو چه مىگويند به ملامت ديگران مىپردازى ؟ تو مىخواستى از اسحاق بدگويى كنى و او نيز همچنان از تو بدگويى كرد و گفت ، چگونه گفتنى ! مگر تو نمىدانستى كه بعضى از قريش در زمان جاهليّت گمان مىبرند كه من از نسل عبّاسم ! يزيد با شنيدن اين سخنان پشيمان شد . ( 3 ) شعبى مىگويد : رسول خدا ( ص ) روز فتح مكه در سخنش با هند به گوشه‌اى از اين مطلب اشاره فرموده است ؛ موقعى كه هند آمد تا با آن حضرت بيعت كند در حالى كه مهدور الدّم بود ، عرض كرد : بر چه پايه‌اى من با شما بيعت كنم ؟ فرمود : « بر اين اساس كه مرتكب زنا نشوى ؟ » عرض كرد : مگر زن آزاد زنا مىدهد ؟ رسول خدا ( ص ) او را مىشناخت و نگاهى به عمر كرد و لبخندى زد ! ( 4 ) ( مؤلف ) مىگويم : از هند ، خلاف اين مطلب را نقل كرده‌اند ؛ صاحب « العقد » نقل كرده است : هند دختر عتبه همسر فاكه بن مغيرهء مخزومى بود و او مهمانخانه‌اى داشت كه مردم بدون اجازه رفت و آمد داشتند ، روزى در آن باره با هند صحبت كرد و بعد از خانه بيرون شد در حالى كه هند در خواب بود ، يكى از مهمانها طبق معمول آمد و ديد كه